ترجمه "ruiken" به فارسی
buedan, بو, بوییدن بهترین ترجمه های "ruiken" به فارسی هستند.
ruiken
verb
دستور زبان
Lucht afgeven welke door de neus geconstateerd kan worden. [..]
-
buedan
verb -
بو
nounHet paard ruikt de stal.
آن اسب دارد اصطبل را بو می کند.
-
بوییدن
verbGaat men in remissie na het ruiken aan een bloem?
بعد از اینکه همه یه گل رو بوییدن بهبودی پیدا می کنن ؟
-
ترجمه های کمتر
- انبوییدن
- بو داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruiken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruiken" با ترجمه به فارسی
-
دود
-
استعمال دخانیات
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
دخان
-
dud · دود
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
دود دادن · دود دهی · دود کردن · سیگار کشیدن · کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن