ترجمه "ruiken" به فارسی

buedan, بو, بوییدن بهترین ترجمه های "ruiken" به فارسی هستند.

ruiken verb دستور زبان

Lucht afgeven welke door de neus geconstateerd kan worden. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • buedan

    verb
  • بو

    noun

    Het paard ruikt de stal.

    آن اسب دارد اصطبل را بو می کند.

  • بوییدن

    verb

    Gaat men in remissie na het ruiken aan een bloem?

    بعد از اینکه همه یه گل رو بوییدن بهبودی پیدا می کنن ؟

  • ترجمه های کمتر

    • انبوییدن
    • بو داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruiken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ruiken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruiken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه