ترجمه "schoonmaken" به فارسی
تمیز کردن, شستن بهترین ترجمه های "schoonmaken" به فارسی هستند.
schoonmaken
verb
دستور زبان
reinigen [..]
-
تمیز کردن
verbAf en toe kochten we een levende kip, die we dan moesten slachten en schoonmaken.
برخی اوقات برای غذا مرغی زنده میخریدیم که مجبور به ذبح و تمیز کردن آن بودیم.
-
شستن
verbVuil en rommel verwijderen van een object met water (meestal met zeep).
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schoonmaken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "schoonmaken"
عباراتی شبیه به "schoonmaken" با ترجمه به فارسی
-
پاکیزگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن