ترجمه "schoonmoeder" به فارسی

مادرزن, خشو, مادرشوهر بهترین ترجمه های "schoonmoeder" به فارسی هستند.

schoonmoeder noun feminine دستور زبان

de moeder van de huwelijkspartner [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادرزن

    noun feminine

    De moeder van iemands echtgeno(o)t(e).

    Zijn schoonmoeder is erg ziek en ligt met hoge koorts op bed.

    مادرزن پِطرُس بیمار شده بود و تب شدید داشت.

  • خشو

    noun feminine
  • مادرشوهر

    noun feminine

    Mary, die in Kenia woont, zorgt al drie jaar voor haar bejaarde schoonmoeder.

    ماری، اهل کنیا، مدت سه سال از مادرشوهر سالمندش نگهداری کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schoonmoeder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "schoonmoeder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه