ترجمه "shell" به فارسی

واسط, شل بهترین ترجمه های "shell" به فارسی هستند.

shell
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • واسط

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shell
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شل

    adjective noun

    informatica

    Ja, mijn vader heeft een tijdje voor Shell gewerkt.

    پدرم یه زمانی برای شل کار می کرد

عباراتی شبیه به "shell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه