ترجمه "skelet" به فارسی

استخوانبندی, اسکلت, كالب بهترین ترجمه های "skelet" به فارسی هستند.

skelet noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانبندی

    داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن شکل میبخشد

    De olifant heeft hetzelfde skelet, de orka heeft hetzelfde skelet, als wij.

    فیل همان استخوانبندی را دارد، نهنگ قاتل همان استخوانبندی را دارد، که ما داریم.

  • اسکلت

    noun neuter

    Ja, meneer, we zien lijken tegen skeletten vechten.

    قربان ، جنازه ها دارن ، با اسکلت ها مي جنگن.

  • كالب

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skelet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "skelet"

عباراتی شبیه به "skelet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skelet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه