ترجمه "ski" به فارسی
اسکی, چوب اسکی بهترین ترجمه های "ski" به فارسی هستند.
ski
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
اسکی
noun masculineMijn jongere zus vroeg mij haar te leren skiën.
خواهر کوچک تر از خودم از من خواست اسکی به او بیاموزم.
-
چوب اسکی
voortbewegingsmiddel
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ski" با ترجمه به فارسی
-
اسکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن