ترجمه "slaaf" به فارسی
برده, بردَه, بنده بهترین ترجمه های "slaaf" به فارسی هستند.
slaaf
noun
masculine
دستور زبان
een persoon die het bezit is van een ander
-
برده
nounTwee slaven van Remus om mij te vermoorden.
از طرف ريموس براي پايان دادن به زندگيه من دو برده فرستاده شد.
-
بردَه
noun masculine -
بنده
nounHij was „zachtaardig en ootmoedig van hart”, en hij noemde zijn volgelingen geen „slaven”, maar „vrienden”.
او «حلیم و افتادهدل» بود و پیروان خویش را به جای «بنده»، «دوست» میخواند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slaaf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Slaaf
noun
masculine
دستور زبان
-
اسلاو
noun
تصاویر با "slaaf"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن