ترجمه "slaan" به فارسی
زدن, تازيانه, سكه بهترین ترجمه های "slaan" به فارسی هستند.
slaan
verb
دستور زبان
een klap uitdelen; met de arm of een vastgehouden voorwerp een snelle, rakende beweging maken [..]
-
زدن
verbTwee vliegen in een klap slaan.
با یک تیر دو نشان را زدن.
-
تازيانه
-
سكه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slaan" با ترجمه به فارسی
-
کاهو
-
آنپاسان
-
لاکتوکا
-
با یک تیر دو نشان زدن
-
کراشیدن
-
به قلاب انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن