ترجمه "snor" به فارسی
بروت, سبیل, سبيل بهترین ترجمه های "snor" به فارسی هستند.
snor
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
beharing [..]
-
بروت
noun -
سبیل
nounhaargroei
Hij had een scheiding en een nette snor.
پدرم موهاش فرق از بغل بود و یه سبیل مرتب داشت.
-
سبيل
noun feminineToen ik jou voor het eerst ontmoette, had je een Hawaiian shirt en een snor.
وقتي با هم اشنا شديم پيراهن هاوايي پوشده بودي و سبيل داشتي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "snor"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن