ترجمه "spanning" به فارسی
تنش, فشار, کشش بهترین ترجمه های "spanning" به فارسی هستند.
spanning
noun
feminine
دستور زبان
De staat van emotioneel opgewonden te zijn. [..]
-
تنش
noun feminineTerwijl je zweeft, verdwijnen alle spanningen uit je lichaam.
همينطوري که شناور هستي ، تمام تنش ها از بدنت خارج ميشه.
-
فشار
nounMisschien moeten we juist kussen om de spanning te breken.
شايد ما بايد همديگه رو ببوسيم تا از فشار خلاص بشيم.
-
کشش
Je band met Jace kan wel wat spanning aan.
رابطه ی تو با جیس میتونه یه ذره کشش رو تحمل کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spanning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spanning"
عباراتی شبیه به "spanning" با ترجمه به فارسی
-
تنش
-
ولتاژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن