ترجمه "spinnen" به فارسی
عنکبوت, تنیدن, خرخر گربه بهترین ترجمه های "spinnen" به فارسی هستند.
spinnen
verb
noun
دستور زبان
Het maken van draden uit wol. [..]
-
عنکبوت
nounراستهای از عنکبوتیان
Het is een stokoud wezen dat wij spinnen meer vrezen dan wat ook.
اون يه موجود باستانيه که ما عنکبوت ها بيشتر از همه ازش مي ترسيم.
-
تنیدن
verb -
خرخر گربه
kat
-
رشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spinnen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spinnen
Spinnen (textiel)
-
ریسندگی
textiel
عباراتی شبیه به "spinnen" با ترجمه به فارسی
-
عدد کوانتومی اسپین
-
اسپین · تارتنک · عنکبوت
-
اسپین
-
عنکبوت
-
برونچوب
-
اسپین آف (رسانه) · شرکت اسپین-آف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن