ترجمه "spinrag" به فارسی

ابریشم, ابریشم عنکبوت, تار عنکبوت بهترین ترجمه های "spinrag" به فارسی هستند.

spinrag

Een fijn draadnet, door een spin geweven om insecten te vangen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun neuter
  • ابریشم عنکبوت

  • تار عنکبوت

    Een fijn draadnet, door een spin geweven om insecten te vangen.

  • حریر

    neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spinrag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spinrag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه