ترجمه "stad" به فارسی
شهر, شهرک, مدينه بهترین ترجمه های "stad" به فارسی هستند.
stad
noun
feminine
دستور زبان
Woonplaats [..]
-
شهر
noungrote en permanente nederzetting, in het algemeen bestaande uit minimaal enkele tienduizenden inwoners [..]
Er is een erg oude tempel in de stad.
در شهر یک معبد خیلی قدیمی وجود دارد.
-
شهرک
nounWoonplaats
De volgende vier jaar pionierde ik in vier andere steden in New South Wales en Queensland.
طی چهار سال، در چهار شهرک دیگر واقع در ویلز جنوبی نو و کوینزلند به پیشگامی پرداختم.
-
مدينه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- medîne
- scher
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stad
-
شهر
nounEr is een erg oude tempel in de stad.
در شهر یک معبد خیلی قدیمی وجود دارد.
تصاویر با "stad"
عباراتی شبیه به "stad" با ترجمه به فارسی
-
گواتمالاسیتی
-
شهر بسته
-
شهر ممنوعه
-
بخشهای زیر-استانی در جمهوری خلق چین
-
شهر باستانی
-
شهر خودمختار
-
بلد
-
پاناماسیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن