ترجمه "stadion" به فارسی
ورزشگاه, استادیوم بهترین ترجمه های "stadion" به فارسی هستند.
stadion
noun
neuter
دستور زبان
Een groot gebouw voor sport en vermaak in de open lucht.
-
ورزشگاه
nounEen groot gebouw voor sport en vermaak in de open lucht. [..]
Beter een halve straat, dan een stadion vol mensen.
خب ، نصف يه ساختمون بهتر از. يه ورزشگاه پُر از آدمه
-
استادیوم
noun neuterWe zetten duizenden mensen op de vloer van het magazijn, het stadion.
ما هزاران انسان را کف انبار، کف استادیوم می گذاریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stadion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stadion"
عباراتی شبیه به "stadion" با ترجمه به فارسی
-
استادیوم گوتلیب دایملر
-
استادیوم فرانکن
-
استادیوم فریتز والتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن