ترجمه "stemmen" به فارسی
رای دادن, کوک بهترین ترجمه های "stemmen" به فارسی هستند.
stemmen
verb
noun
دستور زبان
deelnemen aan een verkiezing [..]
-
رای دادن
verbMarktresultaten, democratische principes en het gevecht om de stemmen kunnen vooruitgang vertragen.
نتایج آن بازار و صداهای دمکراتیک و مبارزات برای رای دادن میتواند به پیشرفت خفقانآوری منتهی شود.
-
کوک
muziek
Als ze zuiver gestemd zijn, kan elk van deze instrumenten prachtige solomuziek voortbrengen.
اگر این دو ساز بخوبی کوک شده باشند، هر یک به تنهایی میتواند نوای زیبایی تولید کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stemmen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stemmen" با ترجمه به فارسی
-
آوا · آواز · بانگ · دنگ · رأی · صدا
-
سکوت علامت رضا ست
-
رأی انتقالپذیر
-
صدای انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن