ترجمه "stemming" به فارسی

حال, راى, رایگیری بهترین ترجمه های "stemming" به فارسی هستند.

stemming noun feminine دستور زبان

Het proces van verkiezing, vooral in het geheim.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حال

    noun feminine

    Mijn schuldgevoelens verdwenen, mijn sombere stemming sloeg om en mijn hart werd verlicht.

    احساسات گناه من از بین رفتند، حال غم انگیز من برداشته شد، و قلبم احساس روشنائی کرد.

  • راى

    Het proces van verkiezing, vooral in het geheim.

  • رایگیری

    meningsuiting

    Maar op een dieper niveau leert de stemming ons iets over de aard van de hedendaagse politiek.

    اما نتیجه رایگیری بهطور عمیقتر درس دیگری نیز درباره ماهیت سیاست امروز به ما میآموزد.

  • مود

    noun feminine

    Dit is meer dan alleen een stemming bij jou, vanavond.

    اه ، امشب مثل اينکه بيشتر از حد معمول روي مود هستي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stemming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stemming" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stemming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه