ترجمه "stoppen" به فارسی
ایستادن, بازداشتن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "stoppen" به فارسی هستند.
stoppen
verb
noun
دستور زبان
vullen (van een pijp) [..]
-
ایستادن
verbDagen later werden 1,6 miljoen kinderen ingeënt tegen polio doordat iedereen stopte met vechten.
و چند روز بعد، در نتیجه ایستادن همه 1.6 میلیون کودک در برابر بیماری فلج اطفال واکسینه شدن.
-
بازداشتن
verb -
نگه داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بازایستادن
- درنگ كردن
- ماندن
- توقف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stoppen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stoppen" با ترجمه به فارسی
-
چوبپنبه
-
قدغن كردن
-
قدغن كردن
-
استاپ موشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن