ترجمه "storing" به فارسی

تداخل, سوءعمل بهترین ترجمه های "storing" به فارسی هستند.

storing noun feminine دستور زبان

een hinderlijke onderbreking, een bepaald proces wordt onderbroken of bemoeilijkt

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تداخل

    Ik zie een soort storing op onze telefoonverbinding.

    من دارم چيزي رو ميبينم که فقط ميتونم اونو تداخل توي لينک تلفن هامون اسم بذارم

  • سوءعمل

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " storing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "storing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه