ترجمه "tante" به فارسی

خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "tante" به فارسی هستند.

tante noun feminine دستور زبان

zus of schoonzus van iemands vader of moeder [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله

    noun

    Vandaag vecht mijn tante nog steeds dapper en ondergaat het proces met een positieve houding.

    امروز، خاله من داره شجاعانه میجنگه و با نگاه خیلی مثبتی این مراحل رو پشت سر میذاره.

  • عمه

    noun

    Mijn tante heeft mij een verjaardagsgeschenk gestuurd.

    عمه ام هدیه تولدی برایم ارسال کرده است.

  • زندایی

  • زنعمو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه