ترجمه "tegenovergesteld" به فارسی
ضد, متضاد بهترین ترجمه های "tegenovergesteld" به فارسی هستند.
tegenovergesteld
adjective
دستور زبان
precies andersom
-
ضد
adjective -
متضاد
Wakker worden is het tegenovergestelde van inslapen.
بیدار شدن متضاد بهخواب رفتن است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tegenovergesteld " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tegenovergesteld" با ترجمه به فارسی
-
وارونه كردن
-
عنصر وارون
-
مخالفت كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن