ترجمه "telescoop" به فارسی

تلسکوپ, اختربین, تلسكوپ بهترین ترجمه های "telescoop" به فارسی هستند.

telescoop noun masculine دستور زبان

een optisch instrument, waarmee ver verwijderde objecten bekeken kunnen worden [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلسکوپ

    noun

    optica

    We kunnen telescopen bouwen die deze problemen niet hebben.

    ما میتوانیم تلسکوپ هایی بسازیم که می توانند بر این مشکلات غلبه کنند.

  • اختربین

    noun
  • تلسكوپ

    noun masculine

    Optisch instrument voor het observeren van objecten over een grote afstand.

    Als je's nachts door een telescoop kijkt, vraag je je dan nog altijd af wat daar buiten is?

    وقتي شما با تلسكوپ به آسمان نگاه ميكنيد هيچوقت فكر نميكنيد كه اون بالا چي هست ؟

  • [[تلسکوپ]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " telescoop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Telescoop proper masculine دستور زبان

Telescoop (sterrenbeeld)

+ اضافه کردن

"Telescoop" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Telescoop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "telescoop"

عباراتی شبیه به "telescoop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "telescoop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه