ترجمه "tonen" به فارسی
نشان دادن, نمایش, علامت گذاردن بهترین ترجمه های "tonen" به فارسی هستند.
tonen
verb
noun
دستور زبان
laten zien [..]
-
نشان دادن
verbIemand iets laten zien. [..]
In plaats van een voorwerp vanop het podium te tonen, zal ik voor het eerst iets speciaals doen.
به جای نشان دادن شیئی از روی صحنه، قصد دارم برای اولین بار کار بخصوصی را انجام دهم.
-
نمایش
nounIk ga jullie een foto tonen van een vorm van diversiteit.
بگذارید، تصویری از یکی از فرم های گوناگونی را برایتان نمایش دهم.
-
علامت گذاردن
Onderscheiden door middel van een teken.
-
نمودن
verbWat is de beste manier om liefde te tonen voor degenen die Jehovah niet dienen, en waarom?
بهترین راه محبت نمودن به کسانی که یَهُوَه خدا را نمیپرستند کدام است؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tonen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tonen" با ترجمه به فارسی
-
ارتفاع · تن · لحن
-
صدا دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن