ترجمه "toon" به فارسی
ارتفاع, تن, لحن بهترین ترجمه های "toon" به فارسی هستند.
-
ارتفاع
nounmuziek
Het 'hoe' was harmonie, de tonen opstapelen om akkoorden te vormen.
و این 'چگونه'، هارمونی بود، روی هم انباشته کردن ارتفاع (نت) که آکورد را تشکیل میدهد.
-
تن
nounTien van hen toonden gebrek aan geloof in Jehovah’s reddende macht.
ده تن از آنان نسبت به قدرت نجاتبخش یَهُوَه از خود سستایمانی نشان دادند.
-
لحن
nounDe typografie en de vorm van letters werkt een beetje zoals gebaren en de toon van de stem.
تیپوگرافی و شکل حروف به نوعی مثل ژست و لحن صدا عمل میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Toon (Ehime)
"Toon" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Toon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "toon" با ترجمه به فارسی
-
صدا دادن
-
علامت گذاردن · نشان دادن · نمایش · نمودن