ترجمه "trots" به فارسی

غرور, فنوده, مغرور بهترین ترجمه های "trots" به فارسی هستند.

trots adjective noun common دستور زبان

erg blij met wat men (bereikt) heeft [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرور

    noun

    Toch weerhield trots hem ervan toe te geven dat hij eenzaam was.

    اما غرور مانع آن بود که اقرار کند تنهاست.

  • فنوده

    adjective
  • مغرور

    noun

    Geluk maakt trots, ongeluk maakt wijs.

    خوشبختی مغرور می کند، بدبختی عاقل.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trots " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trots
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرور

    noun

    Trots kan een reden geweest zijn waarom ze die leugen geloofde.

    از قرار معلوم، غرور سبب شد که حوّا آن دروغ را باور کند.

اضافه کردن

ترجمه های "trots" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه