ترجمه "val" به فارسی
دام, اکیوالان, تله بهترین ترجمه های "val" به فارسی هستند.
val
noun
verb
masculine
دستور زبان
omlaag gaan [..]
-
دام
nounZij posten zelfs bij congressen van Getuigen, in een poging de argelozen in de val te lokken.
آنها حتی جلوی کنگرههای شاهدان ایستاده و سعی میکنند اشخاص بیاحتیاط را به دام بیاندازند.
-
اکیوالان
eenheid
-
تله
nounHij zou nooit naar binnen kunnen als je geen val had gezet.
اگه براش تله نذاشته بودين هيچوقت پاش رو تو خونه نميذاشت.
-
ترجمه های کمتر
- سقوط
- لاتو
- نژنک
- پهند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " val " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "val" با ترجمه به فارسی
-
Safety and prevent accidents, falls from a height of free fall · oftådan · افتادن · شدن · فتادن
-
وقت گل نی
-
آزار
-
اذیت کردن نارا حت کردن درد سر شدن
-
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر
-
سقوط آزاد
-
وال کیلمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن