ترجمه "vallen" به فارسی
فتادن, افتادن, شدن بهترین ترجمه های "vallen" به فارسی هستند.
vallen
verb
noun
دستور زبان
vrijelijk onder invloed van de zwaartekracht naar de aarde bewegen [..]
-
فتادن
verb -
افتادن
verbEn de weg is bereid sedert de val van de mens, en de redding is bvrij.
و راهِ از زمان فرو افتادن آدمی آماده شده است، و رستگاری رایگان است.
-
شدن
verbWe zien zelfs operante conditionering in heel bijzondere gevallen.
ما حتی شرطی شدن فعال را در بعضی شرایطِ شگفتانگیز هم شاهد هستیم.
-
ترجمه های کمتر
- oftådan
- Safety and prevent accidents, falls from a height of free fall
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vallen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vallen"
عباراتی شبیه به "vallen" با ترجمه به فارسی
-
اکیوالان · تله · دام · سقوط · لاتو · نژنک · پهند
-
وقت گل نی
-
آزار
-
اذیت کردن نارا حت کردن درد سر شدن
-
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر
-
سقوط آزاد
-
وال کیلمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن