ترجمه "vasten" به فارسی
روزه, روزه گرفتن, چلّهٔ روزه بهترین ترجمه های "vasten" به فارسی هستند.
vasten
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
روزه
nounIn plaats daarvan lag Darius de hele nacht wakker, vastend.
در عوض، تمام شب را بیدار ماند و روزه گرفت.
-
روزه گرفتن
verb masculineHet lijkt meer op vasten, zoals het nu gaat.
با اينجوري که ما داريم پيش ميريم اين ضيافت بيشتر شبيه روزه گرفتن ميشه.
-
چلّهٔ روزه
proper masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vasten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vasten" با ترجمه به فارسی
-
از قبل · بطور محکم · جامد · صلب
-
فاصله گذار
-
هیدروژن جامد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن