ترجمه "verbinding" به فارسی

اتصال, پیوند, اتصال در هندسه دیفرانسیل بهترین ترجمه های "verbinding" به فارسی هستند.

verbinding noun feminine دستور زبان

verbinden of samenvoegen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتصال

    noun

    Maar verbinding is hier meer een symptoom dan een oplossing.

    ولی در اینجا، اتصال بیشتر شبیه به علائم مریضیه تا یه علاج درد.

  • پیوند

    noun

    Zijn ogen en oren staan op dat moment met u in verbinding.

    و بنابراین چشمها و گوش هایش به شما پیوند دارند.

  • اتصال در هندسه دیفرانسیل

    wiskunde

  • ترجمه های کمتر

    • ارتباط
    • مركب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verbinding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verbinding" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verbinding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه