ترجمه "verbinden" به فارسی

پیوستن, بستن, مرتبط سازی بهترین ترجمه های "verbinden" به فارسی هستند.

verbinden verb دستور زبان

twee of meer onderdelen aan elkaar vastmaken [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوستن

    verb

    9 Allen die in het hemelse koninkrijk met Christus verbonden zullen zijn, moeten uiteindelijk sterven.

    ۹ همهٔ کسانی که در انتظار پیوستن به مسیح در ملکوت آسمانی میباشند نخست باید چشم از این جهان فرو بندند.

  • بستن

    verb

    Vlak voordat het nieuwe verbond in werking trad, gaf Jezus zijn volgelingen twee belangrijke geboden.

    عیسی پیش از بستن عهد جدید، دو فرمان مهم داد.

  • مرتبط سازی

  • وصل شدن

    Het moet vast vreselijk zijn als je verbonden bent met dat ding.

    حتماً وصل شدن به اون موجود خيلي دردناک بوده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verbinden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verbinden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verbinden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه