ترجمه "verbonden" به فارسی
نزدیک, همسایه بهترین ترجمه های "verbonden" به فارسی هستند.
verbonden
particle
verb
noun
دستور زبان
Verbonden door een politieke overeenkomst of verdrag. [..]
-
نزدیک
adjective adpositionOp die manier kunt u zich met hem verbonden voelen als met een geliefde vriend.
با انجام این کار میتوانید احساس کنید که همچون دوستی صمیمی به او نزدیک هستید.
-
همسایه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verbonden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verbonden" با ترجمه به فارسی
-
تابوت عهد
-
بستن · مرتبط سازی · وصل شدن · پیوستن
-
اتصال خودکار
-
پیمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن