ترجمه "verborgen" به فارسی
نهان, پنهان, مخفي بهترین ترجمه های "verborgen" به فارسی هستند.
verborgen
adjective
particle
verb
دستور زبان
-
نهان
adjectiveHij verborg zijn verdriet achter een glimlach.
او ناراحتی خود را در پشت لبخندی نهان می کرد.
-
پنهان
adjectiveBedoel je dat je met opzet je schoonheid verbergt?
منظورت این است که عامدانه خوشگلی ات را پنهان می کنی؟
-
مخفي
adjectiveIk kan de waarheid niet langer voor je verbergen.
فکر نکنم که ديگه بتونم حقايق رو ازت مخفي کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verborgen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "verborgen" با ترجمه به فارسی
-
نهفتن · پنهان کردن
-
متن پنهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن