ترجمه "verblijven" به فارسی

ماندن, زندگی کردن بهترین ترجمه های "verblijven" به فارسی هستند.

verblijven verb دستور زبان

tijdelijk wonen, ergens tijd doorbrengen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماندن

    verb

    Op dat randje zitten, daar verblijven, dat vind ik comfortabel.

    نشستن روی لبه هواپیما و ماندن در هواپیما برای من راحت بود.

  • زندگی کردن

    verb

    Een permanente woonst hebben.

    Verblijf je liever in een garage dan bij ons?

    زندگی تو یه گاراژ رو به زندگی کردن با ما ترجیح میدی ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verblijven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verblijven" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verblijven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه