ترجمه "voelen" به فارسی

احساس کردن, حس کردن بهترین ترجمه های "voelen" به فارسی هستند.

voelen verb دستور زبان

gewaarworden door aanraking, meestal met betrekking tot temperatuur of druk [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساس کردن

    verb

    Ik voelde me niet helemaal klaar voor die baan.

    احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم. احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم.

  • حس کردن

    verb

    Je wordt gedwongen te voelen, wat je sinds lang niet meer hebt gevoeld.

    و مجبور ميشي چيزايي رو حس کني که خيلي وقته اونا رو حس نکردي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voelen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "voelen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه