ترجمه "voeren" به فارسی

نقل, ترابری کردن, ترانسپورت کردن بهترین ترجمه های "voeren" به فارسی هستند.

voeren verb دستور زبان

geleiden, ergens heen brengen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقل

    noun

    De autoriteiten voerden verduisteringsmaatregelen door en we moesten ’s avonds alle lichten uitdoen.

    پس از آن بود که به کالیفرنیا نقل مکان کردیم.

  • ترابری کردن

  • ترانسپورت کردن

  • غذا دادن

    verb

    Ik voer ze uiteindelijk maar aan de slang.

    غذا دادن به مار ها رو بيخيال شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voeren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "voeren"

عباراتی شبیه به "voeren" با ترجمه به فارسی

  • آبراه · سرعت · عجله · کانال
  • علوفه
  • سرخس · کرف
  • بادبان · سرخس
اضافه کردن

ترجمه های "voeren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه