ترجمه "wacht" به فارسی

دیدهبان, ساعت, نگهبان بهترین ترجمه های "wacht" به فارسی هستند.

wacht noun verb feminine دستور زبان

Handeling van het wachten

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدهبان

    noun masculine
  • ساعت

    noun masculine

    Het universum heeft dit soort wonderen niet meegemaakt voordat m'n wacht begon.

    از زماني که ساعت من به کار افتاده کهکشان چنين چيز شگفتي رو نديده

  • نگهبان

    noun

    Tientallen gewapende wachters die binnen en buiten op wacht staan.

    چند ده نگهبان مسلح سر پست داخل و بیرون.

  • ترجمه های کمتر

    • پاسبان
    • پاس
    • پهر
    • گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wacht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wacht" با ترجمه به فارسی

  • انتظار داشتن · صبر کردن · منتظر ... بودن · منتظر شدن · وایسادن
  • در انتظار گودو
اضافه کردن

ترجمه های "wacht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه