ترجمه "wachten" به فارسی

انتظار داشتن, صبر کردن, منتظر ... بودن بهترین ترجمه های "wachten" به فارسی هستند.

wachten verb noun دستور زبان

op dezelfde plaats of in dezelfde situatie blijven tot iemand komt of iets gebeurt [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتظار داشتن

    verb
  • صبر کردن

    verb

    Ik wacht al heel mijn leven op zo'n storm.

    ببين من کل زندگيمو صبر کردم همچين طوفاني رو ببينم.

  • منتظر ... بودن

    verb

    Ik ben het zat om te wachten voordat er problemen komen.

    از منتظر بودن براي بلايي که قراره سرم بياد ، خسته شدم

  • ترجمه های کمتر

    • منتظر شدن
    • وایسادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wachten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wachten"

عباراتی شبیه به "wachten" با ترجمه به فارسی

  • دیدهبان · ساعت · نگهبان · پاس · پاسبان · پهر · گاه
  • در انتظار گودو
اضافه کردن

ترجمه های "wachten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه