ترجمه "werken" به فارسی
کار کردن, استخدام بهترین ترجمه های "werken" به فارسی هستند.
werken
verb
noun
دستور زبان
arbeid verrichten, lichte vorm van zwoegen [..]
-
کار کردن
verbEen specifieke taak volbrengen met het gebruik van lichamelijke of geestelijke vermogens.
Vorig jaar ben ik voor deze firma gaan werken.
من کار کردن برای این شرکت را در سال قبل آغاز کردم.
-
استخدام
Als zij gaat werken moet ik iemand huren.
اگه اون بره سرکار ، منم مجبور ميشم يه پرستار استخدام کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "werken" با ترجمه به فارسی
-
مددکاری اجتماعی
-
رده:آثار از بین رفته
-
اثر · شغل · کار
-
ناشناس
-
اثر ادبی
-
کار واقعی
-
الف (سرزمین میانی)
-
دیداریشنیداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن