ترجمه "Łata" به فارسی

تيرچهها, الوار, تختهبشكه بهترین ترجمه های "Łata" به فارسی هستند.

Łata noun masculine

sprzęt geodety [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تيرچهها

  • الوار

    noun
  • تختهبشكه

  • ترجمه های کمتر

    • تختهها
    • تير چوبي ارهشده
    • قلوه گاه
    • وصله
    • چوب ارهشده
    • چوب شكافته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Łata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

łata noun feminine دستور زبان

fragment materiału przyszyty do tkaniny, aby zasłonić dziurę w tej tkaninie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • توفال

    noun
  • وصله

    Po wypraniu łata się skurczy i oderwie od starej tkaniny, powiększając rozdarcie.

    پس از شستوشو، آن وصله آب میرفت و از لباس جدا میشد و آن لباس را پارهتر میکرد.

تصاویر با "Łata"

عباراتی شبیه به "Łata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Łata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه