ترجمه "łodyga" به فارسی

ساقه, ستاک, ساقهها بهترین ترجمه های "łodyga" به فارسی هستند.

łodyga noun feminine دستور زبان

biol. nadziemna część rośliny naczyniowej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقه

    noun

    Ciekawe, ile skarbów dalibyśmy radę znieść po tej łodydze.

    دارم فکر مي کنم چقدر طلا و جواهر مي تونيم از ساقه ي لوبيا ببريم پائين.

  • ستاک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " łodyga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Łodyga Proper noun دستور زبان

nazwisko Kategoria:Język polski - nazwiskaKategoria:Polskie nazwiska męskiemęskie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقهها

  • تهساقهها

  • ساقههاي ماشورهاي

تصاویر با "łodyga"

عباراتی شبیه به "łodyga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "łodyga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه