ترجمه "Akademia" به فارسی

فرهنگستان, فرهنگستان, آکادمی بهترین ترجمه های "Akademia" به فارسی هستند.

Akademia

Akademia (starożytność)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرهنگستان

    noun

    Akademia (starożytność)

    Sussman zostanie namaszczony przez Państwową Akademię Nauk, a każdemu szefowi firmy farmaceutycznej stanie z wrażenia.

    " ساسمون " از طرف " فرهنگستان مليِ دانشمندان " تقدير ميشه... و تمام شرکت هاي داروسازي سعي مي کنن واکسن رو بدست بيارن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Akademia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

akademia noun feminine دستور زبان

eduk. szkoła wyższa; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرهنگستان

    noun

    Sussman zostanie namaszczony przez Państwową Akademię Nauk, a każdemu szefowi firmy farmaceutycznej stanie z wrażenia.

    " ساسمون " از طرف " فرهنگستان مليِ دانشمندان " تقدير ميشه... و تمام شرکت هاي داروسازي سعي مي کنن واکسن رو بدست بيارن.

  • آکادمی

    Masz szczęście, że nie było tam nikogo z akademii.

    خیلی شانس آوردی ، کسی از آکادمی آتش نشانی اونجا نبود که ببینه.

  • دانشگاهیان

عباراتی شبیه به "Akademia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Akademia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه