ترجمه "akademik" به فارسی
خوابگاه, عضو فرهنگستان, فرهیخته دانشگاهی بهترین ترجمه های "akademik" به فارسی هستند.
akademik
noun
masculine
دستور زبان
nauk. członek akademii [..]
-
خوابگاه
nounMogę mieszkać w akademiku, w którym nigdy nie mieszkałam, więc jest fajnie.
دارم تو يه خوابگاه زندگي مي کنم ، که قبلاً اين کارو نکرده بودم ، و جالبه.
-
عضو فرهنگستان
noun -
فرهیخته دانشگاهی
tytuł naukowy
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " akademik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "akademik"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن