ترجمه "Balet" به فارسی
رقص باله, باله, رقص باله بهترین ترجمه های "Balet" به فارسی هستند.
Balet
-
رقص باله
nountaneczne widowisko teatralne
Mój ojciec zabrał mnie na pierwszą lekcję baletu.
پدرم براي اولين بار منو به کلاس رقص باله برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Balet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
balet
noun
masculine
دستور زبان
choreogr. rodzaj tanecznego widowiska teatralnego; [..]
-
باله
nounNauczyciel dostrzegł moje predyspozycje do baletu, więc uczył mnie również w tym kierunku.
مربیام متوجهٔ استعداد من در باله شد و تعلیماتی نیز برای این منظور به من داد.
-
رقص باله
nounMój ojciec zabrał mnie na pierwszą lekcję baletu.
پدرم براي اولين بار منو به کلاس رقص باله برد.
-
بالت
nounJa nie chcę wracać do tej sprawy baletu.
نمي خوام درباره بالت حرف بزنم ( بالت:
تصاویر با "Balet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن