ترجمه "Bali" به فارسی

بالی, بالی بهترین ترجمه های "Bali" به فارسی هستند.

Bali noun neuter

geogr. indonezyjska wyspa w archipelagu Małych Wysp Sundajskich; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالی

    Bali (wyspa)

    Stworzyliśmy przestrzeń dla tych gości, którzy są ostatnimi czarnymi świniami na Bali.

    جایی برای این سه که آخرین خوک های سیاه بالی هستند، مهیا کردیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bali " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bali
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالی

    Stworzyliśmy przestrzeń dla tych gości, którzy są ostatnimi czarnymi świniami na Bali.

    جایی برای این سه که آخرین خوک های سیاه بالی هستند، مهیا کردیم.

تصاویر با "Bali"

عباراتی شبیه به "Bali" با ترجمه به فارسی

  • بالماسکه
  • کدو تنبل
  • ترسیدن
  • دعوا · رزم · مبارزه · نبرد · پیکار
  • bal
    بلا · تا · تاچه · عدل · مصیبت
اضافه کردن

ترجمه های "Bali" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه