ترجمه "Blizna" به فارسی
جوشگاه, اثرزخم, جوشگاه بهترین ترجمه های "Blizna" به فارسی هستند.
Blizna
noun
feminine
Blizna (książka)
-
جوشگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Blizna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
blizna
noun
feminine
دستور زبان
med. ślad po ranie; [..]
-
اثرزخم
noun -
جوشگاه
-
اثر گناه
noun -
شکاف
nounwięc mam tylko 5 niewielkich blizn na brzuchu,
که من فقط ۵ شکاف کوچک روی شکمم داشتم،
تصاویر با "Blizna"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن