ترجمه "bliźniak" به فارسی

همزاد, دوقلو بهترین ترجمه های "bliźniak" به فارسی هستند.

bliźniak noun masculine دستور زبان

każda z dwóch osób urodzonych w jednym porodzie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همزاد

    noun
  • دوقلو

    Zapewne wspomni o rodzeństwie — może nawet o bliźniakach.

    شاید شخص به نسبت خانوادگیِ دو برادر، به ویژه دو برادر دوقلو اشاره کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bliźniak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bliźniak noun masculine دستور زبان

pot. osoba urodzona pod znakiem Bliźniąt

+ اضافه کردن

"Bliźniak" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bliźniak در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bliźniak"

اضافه کردن

ترجمه های "bliźniak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه