ترجمه "Ciasto" به فارسی

خمیر, کیک, کیک بهترین ترجمه های "Ciasto" به فارسی هستند.

Ciasto
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیر

    noun

    Ciasto rośnie w takim samym stopniu pomiędzy poszczególnymi rodzynkami.

    خمیر بین تمام کشمشها به یک اندازه پف میکند.

  • کیک

    noun

    Czy mogę ci zaproponować następny kawałek ciasta?

    می توانم به شما قطعه دیگری کیک تعارف نمایم؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ciasto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ciasto noun neuter دستور زبان

kulin. surowy półprodukt, gęsta masa powstała z połączenia mąki z wodą, mlekiem lub innymi spożywczymi produktami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیک

    noun

    Czy mogę ci zaproponować następny kawałek ciasta?

    می توانم به شما قطعه دیگری کیک تعارف نمایم؟

  • خمیر

    noun

    Weź trzy sea wybornej mąki, zagnieć ciasto i zrób okrągłe placki”.

    سه پیمانه آرد مرغوب برگرفته، خمیر کن و گِردهنانها بپز.»

  • پای

    noun

    A potem zjem kawałek ciasta.

    بعد از اون ، میخوام یه پای بخورم.

  • ترجمه های کمتر

    • كيک
    • شیرینی
    • پول
    • کوکه

تصاویر با "Ciasto"

عباراتی شبیه به "Ciasto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ciasto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه