ترجمه "ciasteczko" به فارسی

کلوچه, کوکی بهترین ترجمه های "ciasteczko" به فارسی هستند.

ciasteczko noun neuter دستور زبان

zdrobn. od ciastko [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلوچه

    noun

    Wówczas wymykała się ukradkiem do mnie z ciasteczkiem i całusem.

    او از کلاس بیرون می آمد با یک کلوچه و یک بوسه.

  • کوکی

    noun

    Upewnij się, że nia ma tutaj pudełka ciasteczek.

    مطمئن شو که اونجا جعبه کولوچه کوکی نباشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ciasteczko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ciasteczko"

عباراتی شبیه به "ciasteczko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ciasteczko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه