ترجمه "ciarki" به فارسی
رعشه, لرز, لرزه بهترین ترجمه های "ciarki" به فارسی هستند.
ciarki
noun
Analogia: ramiona – barki, mrowie – ? [..]
-
رعشه
noun -
لرز
noun -
لرزه
nounNa samą myśl o tym przechodzą mnie ciarki.
وقتي به اين چيزها فكر ميكنم تنم به لرزه ميفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ciarki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن