ترجمه "Dawid" به فارسی
داوود, Davoud, دیوید بهترین ترجمه های "Dawid" به فارسی هستند.
Dawid
proper
noun
masculine
دستور زبان
imię męskie; [..]
-
داوود
properDawid (król Izraela)
Na szczęście nie trafił, bo Dawid się uchylił.
ولی داوود خود را کنار میکشد، و نیزه خطا میرود.
-
Davoud
-
دیوید
properDawid, gdy rozwiązałeś tatuaż, powinieneś zadzwonić do mnie natychmiast.
... دیوید ، وقتی یه خالکوبی حل کردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dawid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dawid
-
داوود
properNa szczęście nie trafił, bo Dawid się uchylił.
ولی داوود خود را کنار میکشد، و نیزه خطا میرود.
عباراتی شبیه به "Dawid" با ترجمه به فارسی
-
داوید چهارم
-
دیوید برونشتین
-
داوید بن گوریون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن