ترجمه "dawka" به فارسی

مقداراستعمال دارو, دوز بهترین ترجمه های "dawka" به فارسی هستند.

dawka noun feminine دستور زبان

med. chem. pewna ilość substancji chemicznej lub promieniowania przekazywana do organizmu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقداراستعمال دارو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dawka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dawka
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوز

    Dla większości szczepów można uzyskać jedną, do dwóch dawek z jednego jajka.

    برای اکثر سویهها، میتوانستید یک یا دو دوز واکسن در هر تخم داشته باشید.

تصاویر با "dawka"

عباراتی شبیه به "dawka" با ترجمه به فارسی

  • دوز دارو
  • دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
  • جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیرههای زادآوری · جیرههای غذایی · جیرههای پرواری
  • ام.آی.دی · ام.آی.دی (دوز کشنده میانه) · زهرناکی · سميت آفتكش · سميت دارويي · سميت سلولي · سميت عصبي · سمیت
  • آر.دي.آ · جیرههای غذایی توصیهشده · دريافت غذايي توصيهشده
  • جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیرههای زادآوری · جیرههای غذایی · جیرههای پرواری
  • بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوزاژ · چندهگذاری
  • آر.دي.آ (جيرههاي غذايي توصيهشده)
اضافه کردن

ترجمه های "dawka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه